آداب ورسوم نوروز در بین سیستانیها
((محمدآذری محقق فرهنگ عامه))
نوروز گستره عظیمی دارد ودر هر منطقه ای سال رنو با یک پیش درامد طبیعی اغاز می شود یعنی اینکه خود طبیعت به گونه ای ما را از امدن نوروز وعید باخبر می کند.نوروز در سیستان ودر بین سیستانیها نیز همانند سایر اقوام واستان ها وکشورهای حوزه نوروز؛از جایگاه والایی برخوردار است.اما به لحاظ ساختار تاریخی وفرهنگی دارای تفاوت وتمایزاتی نیز می باشد در سیستان وهمچنین هر کجا که سیستانیها بود وباش دارند از جمله در گلستان ومازندران,اداب ورسوم مربوط به سیستانیها در 3بخش قابل بررسی است.قبل از نوروز,آمدن نوروز وروز عید وبعداز عید نوروز؛در بخش قبل از نوروز علاوه بر رسوم مشترکی که بین تمامی باورمندان به فرهنگ کهن وباستانی نوروز مانند خانه تکانی ورخت نو خریدن ونظافت و زودودن گرد وغبار از منزل ودل و...وجود دارد سیستانیان باورهای خاص خود را نیز دارند که در این نوشتار تلاش دارد مواردی از این دست گفته شود ومواردی که همه جا دیده می شود را تکرار نکنم
((مژده نورو))
همواره امدن بهار با پیش درامدهایی همراه است وسال نو با یک مژده وپیش درامد از سوی طبیعت شروع ونوید داده می شود در بین سیستانیها مژده نوروز را پلپلاسی(نوعی پرستو)می دهد که نوید بخش آمدن بهار است همچنین (شمال باد) یا نسیم خنک وملایم که قبل از بهار می وزد ,نوید بخش بهار است یعنی با این روحیه ونمادهای اسمانی وطبیعی به استقبال جشن طبیعت ونو شدن می روند.
((دوخت دوز واماده شدن برای نوروز))
یکی از موضوعات مهم در بحث نوروز در بین سیستانیها این بوده است که بانوان سیستانی در قبل از رسیدن نوروز به دوخت ودوز لباس وپوشاک اهل منزل می پرداختند که این امر هم باعث نو شدن ولباس تازه بود وهم برای اقتصاد ومعیشت خانواده کمک بزرگی بود ودلیل که اینجا ذکر کردم به دلیل بحث اقتصاد مقاومتی وتوجه به مشاغل خانگی ومددکار بودن زن وشوهر واهل منزل در معیشت زندگی می باشد
((بی بی نوروز))
.در کنکاش باورهای کهن سیستانیها شما به موضوعی جالب برمی خورید که نشان دهنده جایگاه زنان بویژه زنان سالخورده,مادربزرگ ها,زنان اکابر وبزرگان,زنان سیده می باشد که به انها(بی بی)گفته می شود.در بین سیستانیها عقیده بر این است که اگر قبل از نوروز وعید سال نو؛باران بباردنشان می دهد که بی بی نوروزسرش را شسته واو هم اماده امدن می باشد ونوید بخش سالی پربرکت وپرباران ووفور نعمت است.به گفته کارشناسان فرهنگی بنیادنیمروزکانون فرهیختگان سیستانی,شاید به جرات بتوان گفت که تنها قومی هستند که به جای عمو نوروز (بی بی نوروز) دارند این بی بی نوروز دارای ویژگی های بارزی نیز هست نه تنها سیاه نیست بلکه سراسر شادمانی است ونشانه برکت است. بلکه به بی نوایان کمک می کند وبخصوص به کودکان هدیه می دهد.او دلسوز است وبه خانه هاسرک می کشد تا مشاهده کند که ایا همه چیز مهیای نوروز وامدنش می باشد؟ایا همه جا تمیز است؟ ایا کینه وکدورتی هست یا از بین رفته است؟ایا نان سال ونان برکت در سفره خانواده وجود دارد؟ایا دخترکان دستهایشان را حنا کرده اند؟ایا بوی کلوچه خرمایی زابلی از همه خانه ها می اید؟(اطلاعات تکمیلی در سایت www.nimroozonline.ir)
(سزه بستن درب منازل)
یکی دیگر از اداب ورسوم زیبا وپر رمز وراز سیستانیها بستن دسته های سبزه به درب منازل انهم با چسباندن بوسیله گل است.یکی از برنامه های قبل نوروز در بین سیستانیها این است که دسته ای سزه که می تواند از گندم یا هر نوع سزه باشد را بوسیله گل بر سر در منازل می چسبانند وباور دارند که این کار علاوه بر روشنایی چشم با عث ایجاد روحیه شاد ومژده امدن عید است ودر اصل نمادی از زایش وجاودانگی واستمرار نسل وخوشبختی هم می باشد که در دعای پیران برای جوانان به وفور بکار می رود(خدا تره ور ببو نو موکه تو. کورگزه سوز بکنه) یعنی خداوند تورا برای پدر ومادرت درخت گز سزبی قرار دهد کنایه از اینکه عاقبت بخیر وزیر سایه پدر ومادرت باشی.همچنین گروهی باور داشته اند که با این کار ارواح پلید را از خانواده خود دور می کنندو زندگیشان تا سال بعد سبز وخرم خواهد بود.نکته بسیار مهم اینکه سیستانها این علف ها را بعد خشک شدن از بین نمی برند وحتی تا سال بعد که سبزه تازه جایش بچسبانند که این موضوع را در جای جای زندگی سیستانیها می توان مشاهده کرد مثلا سیستانیها تنور را نیز خراب نمی کنند وچون نان در ان پخت میشود بی نهایت احترام می کنند وبه هیچ وجه خراب نمی کنند که باز باورهای قوی از فرهنگ کهن واحترام عناصر اربعه واحترام به طبیعت و..را در پس ان می توان دید
(کلوچه خرمایی زابلی)
سیستانیها در قبل از آمدن نوروز علاوه برخانه تکانی وخرید لباس تازه ونوکردن زندگی,اقدام به پخت کلوچه خرمایی زابلی می کنند که به گفته کارشناسان بنیاد نیمروز ویژه ترین شیرینی سفره هفت سین زابلی ها همین کلوچه خرمایی است که جز اصلی سفره هفت سین سیستانهیای گلستان نیز می باشد.که البته دارای کارکردهای اجتماعی وفرهنگی نیز می باشد بعنوان مثال پخت کلوچه خرمایی به صورت دسته جمعی می باشد واین یعنی همدلی وهم افزایی ودیگر اینکه به گونه ای برنامه ریزی می شود که هیچ منزلی بی نصیب نماند وبوی کلوچه خرمایی در منزلش باشد.در سیستان به دلیل اینکه انبار غله اسیا بوده است وزنان سیستانی پخت انواه شیرینی داشته اند وبا کیفیت ترین کلوچه ها را در طول سال پخت می کرده اند ولی در نوروز چون بی بی نوروز سرک می کشد وخانه ای نباید بدون کلوچه خرمایی باشد پس ضمن همدلی واتحاد وشاد بودن در زمان تهیه کلوچه خرمایی ,به این رسم کهن نیز پای بند بوده اندوبا هر وضع مالی نان وکلوچه خرمایی را هنگام سال داخل سفره های خود می گذاشته اند
((چهارشنبه سوری)
در رسمی دیگر در شب چهارشنبه سوری نیز اعضای خانواده دور هم جمع می شوند واتش درست می کنند وعموما کوپه های اتش به سه کوپه می رسد چون عددسه ومضرب سه برای سیستانیها دارای اهمیت وتقدس است که اطلاعات تکمیلی را در سایت بنیادنیمور می توانید مطالعه کنید.در این شب گوی هایی از پنبه در ست کرده وبه روغن اغشته می کنند ودر زمین های فراخ سیستان وروستاهایی که اماکنش باشد در حضور خانواده بازی می کنند وبزرگنترها نظارت دارند واین گوی نمادی از خورشید وروشنایی است.همچنین با خواندن اشعاری بویژه شاهنامه خوانی در این شب به شادمانی وانتقال مفاهیم فرهنگی نیز می پردازند. در شب چهارشنبه سوری با درست کردن فتیله هایی که به روغن اغشته شده است انها را اتش زده در روی پشت بام وکناره دیوار وبه قول خود زابلی ها(رف) قرار می دهند که همگی نمادهایی است از فرهنگ کهن سیستان ازجمله بحث فرورها و.که بیان فلسفه ان در حوصله این مقال نیست
((رسم کاسه شکستن))
سیستانیها در سپیده دم قبل از عید ونو شدن سال برمبنای یک رسم کهن که از نیاکانشان به یادگار مانده است؛ظروف سفالی که در طول سال استفاده کرده بودند را می شکنند وتکه های انرا بر پشت بام قرار می دهند.انها عقیده داشتند که اگر این کار را نکنند افراد خانواده زرد وزار ورنچور خواهند شد که قطعا با توجه به پیشینه تاریخی وپزشکی سیستانیها در شهر سوخته به لحاظ موارد بهداشتی این تاکید را داشته اند چون ظرف سفالی که یک سال از ان استفاده شده است باید شکسته شود وظرف نو برای خوردن واشامیدن مهیا گردد هم بحث فرهنهگی وهم موضوع اقتصادی نیز در کنار اهمیت پزشکی نقش داشته است وگرنه مردمانی که در 5هزار سال پیش جراحی چشم ومغز می کرده اند به نیکی می دانسته اند که ارواح پلیدی در داخل کوزه نیست مگر اینکه استعاره از میکرب ها باشد ولی برای توسعه ورونق شغل سفالگری که از مشاغل مهم وکلیدی سیستان بوده است نیز این موضوع حائز اهمیت می توانسته باشد.
((رسم اوشیدر))
در سالهای دور در خودسیستان رسمی بوده است که سابقه ان به فرهنگ وباورهای کهن سیستانهیا در قبل از اسلام برمی گشته است .که بحث زرتشتیان از دریاچه هامون ونگهبانی از نطفه پاک ومقدس و..مطرح بوده است که اب تنی دخترکان در اب دریاجه هامون مقدس وفرمند ان هم در شبانگاه وبدور از چشم اغیار؛ان هم دخترکان باکره ونجیب ونواختن دهل وسرنا واجرای موسیقی سنتی ورقص شمشیر زابلی توسط مردان در کنار دریاچه هامون در روز قبل از چهارشنبه سوری از بخش های این رسم کهن بوده است که تفصیل ان به دلیل خشکی هامون وتغییر سبک زندگی وبود وباش های مردمان وابسته به هامون فرمند در این مقال نه تنها ضرورتی ندارد بلکه به مصلحت نیست ولی اطلاعات تکمیلی در سایت بنیادنیمروز موجود است
((نان سال ویا نام برکت))
این نان که در واقع نوعی نان تافتون است وبرای هر خانواده یک قرص نان می باشد در بزرگترین حالت ممکن در تنور پخت می شده است وباور بر این است که وقتی بی بی نوروز به خانه ما سر می کشد ابتدا نگاه می کند که ایا در سفره نان سال هست یانه؟ سیستانیهای گلستان ومازندران وخراسان نیز این نان را نمادبرکت و روزی صاحبخانه می دانند وحتی همانند نیاکانشان در روشی ابتکاری انرا برای برکت سفره شان به مدت یک سال نگه می دارند لازم بذکر است خمیر نان سال نیز همانند کلوچه تهیه ودر تنور پخت می شده است
((تجگی))
پخت تچگی که یکی از شیرینی ها ونان های سنتی سیستانی می باشد از دیگر رسومات سیستانیهای گلستان است که با جوانه گندم که خودشان اماده کرده اند نوعی شیرینی ونان خاص درست می کنند که بسیار خوشمزه ومقوی می باشد چون بخش اصلی ان همان جوانه گندم می باشد که طرز تهیه اش در بنیادنیمروز موجود است
((قتلمه))
یکی دیگر از نان های سیستانی که در شب عید مرسوم بوده وهست ودر ایام دیگر نیز استفاده می شده است قتلمه نام دارد که در روز عید که مردم به زیارتگاه می رفته اند انرا در ست کرده وبا خود می برده اند.قتلمه انواع مختلف دارد که قتلمه قلیفی یا دیگی بهترین نوع ان می باشد. نکته توضیحی اینکه زابلی ها از دیر باز در هر عید وحتی بعد از عروسی اولین جایی که می رفته اند زیارتگاه بوده است که در جای خودش قابل بحث وکالبدشکافی جامعه شناختی واز بعد مذهبی نیز جای توجه دارد همچنین موضوع خیرات در سر قبر ومزار عزیزانشان بوده است که قتلمه وچلبک را تقسم می کرده اند وحتی در دومناسبت مذهبی بزرگ مثل نیمه شعبان وسیزده رجب بعنوان (بومردگو/بوزندگو) اقدام به پخت چلبک می کردند وبین در وهمسایه وسر مزار عزیزانشان در اخر هفته توزیع می کردند که به دلیل عدم ارتباط طرزتهیه وفلسفه اسش را در سایت نیمروزانلاین دات ای ار می توانید بخوانید
(سال زدن یا سالگرد))
از جمله رسوم سیستانیها که هنوز هم علی رغم تغییر سبک زندگی در هرکجا سیستانیها بود وباش دارند حفظ شده است؛رسمی است که مردم در روزهای اخر ماه اسفند برای خواندن فاتحه وزیارت در گذشتگان وزنده نگهداشتن یاد ایشان به گورستان ومزار شهدا می رونددر این رسم اگر کسی عزیزی را حتی در چند روز قبل از نوروز هم از دست داده باشد با برپایی مجلس ختم ودعوت از ملاها وقاریان وامروز با دعوت از روحانیت معظم ومداحان وقاریان وبرگزاری مجلس ترحیم ویادبو.د به اصطلاح سال متوفی را می زنند که وابستگان سببی ونسبی ودوستان واشنایان به اصطلاح از گیر در بیایند وبعد ازآن برای برگزاری هر جشنی آزاد باشند وجای نگرانی وگلایه نباشد
در همین جا لازم است نکته ای را ذکر کنم:نکنه بسیار مهم اینکه سیستانیها در روز عید ابتدا به دیدار خانواده شهدا وافرادی می روند که عزیزی را از دست داده اند.همچنین در روز عید واول صبح با دستبوسی پدر ومادر شروع شده وبعد از ان به صورت دسته جمعی به دید وبازدید می پردازند وکسی که از گیر وعزا درآمده است سفره هفت سینش مشکی وبا نمادهای عزاست ولی دیگر گریه وزاری و...به احترام سال نووجود ندارد
(عیدگشتی یا عید دیدنی))
یکی از اداب ورسوم بسیار جالب سیستانیها رسم دید وبازدیدهای نوروز وعید می باشد به گونه ای که گفته شد بعد از سرزدن به خانواده شهدا ودستبوسی پدرومادر وبزرگتر خانواده به صورت دسته جمعی ودر روستاها گاه به جمع های چند ده نفری خانه به خانه می روند وچند دقیقه ای با تبریک وخوش وبش می گذرد وبه همین ترتیب به تمام خانواده هاسر زده می شود واینجا دیگر فقیر وغنی و..ندارد همه باید باشند وهمه جا نیز سرزده شود که خدا را شکر تحقیقات ما نشان می دهد به همت بزرگان وکارهای فرهنگی صورت گرفته توسط حسینیه سیستانهیا این رسوم در حال بازگشت به روزهای اوج شکوفایی خویش است
((شگون وخوش قدمی))
در بین سیستانهیا مرسوم است که در روز عید قبل از اینکه اهل خانواده بخواهند سر سفره بنشینند یکی از فرزندان خردسال خانه یا همسایه وفامیل که به خوش قدمی معروف است را وارد منزل ها می کنند ووقتی با اوچهره به چهره شدند برایشان این تعبیر را دارد که سال خوبی خواهند داشت البته نکته مهم این است که از گذشته های کهن نیز سیستانیها به ابروی باز وخوش خلقی وبشاش بودن اهمیت می دادند واگر در بیرون رفتن از منزل بویژه به قصد خرید یا سفر با افراد عبوس واخمو روبرو می شدند می گفتند خوش یمن نخواهد بود ویکی از دلایلی که سیستانها مردمانی شاد می باشند ریشه در این موضوعات فرهنگی دارد که اعتقاد به انرژی مثبت یا همان فکر وپندار وکردار وگفتار وظاهر نیک دارند
((رسم علفه))
در بین سیستانیها مرسوم است که روز پیش از عید را علفه می گویند به عقیده کارشناسان بنیادنیمروز علفه می تواند همان عرفه باشد. در گذشته شب قبل از عید مردان وزنان حنابندان داشته اند ودر روز علفه کمتر خانه ای است که بوی کلوچه خرمایی از ان به مشام نرسد به نوعی این روز نشانه ای برای گرامی داشتن بی بی نوروز نیز می باشدچون انها باور دارند در این روز بی بی نوروز به همه جا سرک می کشد تا ببیند ایا همه چیز نو وتمیز است؟ایا صاحب خانه اماده پذیرایی واستقبال از نوروز وبی بی است؟انها باورمند هستند که در روز عید هم بی بی نوروز سر می زند تا ببیند در سفره ها نان برکت یا همان نان سال موجود است یانه؟
((سفره هفت سین))
در سفره عید یا سفره هفت سین سیستانی ها علاوه بر ان هفت سین که در سر سفره همه ی باورمندان به نوروز وجود دارد موارد ی خاص نیز به چشم می اید.در سر سفره سیستانیها علاوه بر هفت سین,قران,نان سال,قتلمه,تجگی,آئینه ای که روی آن تخم مرغ خام گذاشته اند وانواع کلوچه خرمایی و.نیز وجود دارد.ونکته دیگر اینکه سیستانهیا سفره عید را که شب سال تحویل پهن کرده اند تا پایان سزده بدر جمع نمی کنند وهر مهمان که رسید باید دور سفره هفت سین بنشیند وپذیرایی شود وبعد اگرتمایل داشت خانه را ترک کند ومعمولا بهترین اتاق منزل را برای پهن کردن سفره هفت سین انتخاب می کنند
((روز سیزده بدر))
در روز 13بدرنیز با رفتن به دامان طبیعت این روز را با سبزه گره زدن دختران ونوعی بخت گشایی گرامی می دارند. در سیستان مردم به کوه خواجه می روند وبه زیارت خواجه وانجام مراسم مذهبی وجشن وسرور می پردازند وسیستانیهای گلستان ومازندران وخراسان و..نیز همین گونه به دامان طبیعت ومکان های زیارتی رفته ونکته مشترک بین تمامی سیستانیها در هرکجا که باشند جشن های روز سیزده بدر است در این روز رقص شمشیر,موسیق سنتی,دهل وساز واجرای بازی های سنتی از جمله کودی,خسوخسو,کشتی کچ گردان از شادمانه ای سیستانیهاست.(البته اگر نوروز مصادف با ایام شهادت معصومین(ع)نباشد))در واقع فستیوال جشن های نوروزی که افتتاحیه اش در چهارشنبه سوری با جشن اتش شروع شد در سیزده بدر با خاک تمام می شود وهمگی برای شکرگذاری وگرامی داشت وحفاظت از اب وخاک وطبیعت ومهرورزیدن وعشق به همنوعان است.اینکه از نعمت های خداوند درست استفاده کنیم ودر محضر خدا ناسپاسی نکنیم وبه انسان وهمنوع خود احترام بگذاریم وقتی خداوند طبیعت وتمام هستی را برای ارامش ما خلق کرده است ما خودمان با تفکرات ورفتارهای بسته وناپسند به خودمان ودیگران ظلم نکنیم وبه اداب ورسوم خود پای بند باشیم وانها را حفظ کنیم وبه فرهنگ وزبان واداب ورسوم سایرین نیز احترام بگذاریم.در کلیه رسومات سیستانی ها همواره شادبودن ومهر ورزیدن به چشم می خورد.
((رسم صلوات خوانی والوکه))
یکی از اداب ورسوم سیستانیها اوکه خوانی در مدح بزرگان دینی وامامن ومعصومین(ع) است که اشعار زیبایی در مدح ایشان توسط افراد خوش صدا خوانده می شود اینکار در جاها ومناسبت های زیادب کاربرد دارد ولی در نوروز نیز وقتی مصادف با ایام شهادت باشد در واقع نوعی نوروز خوانی سیستانی در ایام عزا می شود وگرنه اصل الوکه صرفا مدح است وربطی به عزا وشادی ندارد اما در سالهایی چون امسال که مصادف با ایام شهادت مادر وامامت وهمسر ولایت ودختر نبوت است علاوه براینکه بسیاری از مراسم نوروز رنگ عزا به خود می گیرد از این فرصت هم برای ابراز عشق به خاندان عصمت وطهارت توسط سیستانیها استفاده می شود که هم بحث صلوات خوانی والوکه توسط سیستانیهای گلستان برای عید امسال تدارک دیده شده است((محمدآذری مدیر بنیادفرهنگی نیمروز ومدیر مسول روزنامه گلستان نو))